تبليغاتX
ما میتوانیم

 


 

نوشته شده توسط وحید در ساعت 15:15 موضوع | لینک ثابت


انتظاری بی پایان.....

 

کاش یک لحظه تو را می دیدم

یا صدایت را از دور ترین فاصله حس می کردم

و تمام انچه

در دل خسته من مشت زنان می کوبد

با تو من می گفتم

ای که پاکی تو بسان نم اشکی غلطان

ای خوبی تو وجودم

گل من در گلدان

تو تمام غزل عاطفه بودی

تو تمام گذر پنجره ها

و تمام عطش باغچه ای در باران

و دلت صندوقی از نسترن و سوسن و یاس

...

دیگر اکنون دیر است

من ز تو دورترین فاصله ها را دارم.........


 

نوشته شده توسط وحید در 90/01/29 ساعت 0:30 موضوع | لینک ثابت


دقایق بی انتها.....

 

شب های دراز بی عبادت چه کنم

طبعم به گناه کرده عادت چه کنم

گویند کریم است و گنه می بخشد

گیرم که ببخشد ز خجالت چه کنم!


 

نوشته شده توسط وحید در 90/01/09 ساعت 21:20 موضوع | لینک ثابت


غافل از آنیم!!!!!

 

دلخوش از آنیم که حج میرویم

 

غافل از آنیم که کج میرویم

 

کعبه به دیدار خدا میرویم

 

خدا همینجاست کجا میرویم؟!؟!

 

حج به خدا جز به دل پاک نیست

 

شستن غم از دل غمناک نیست

 

دین که به تسبیح و سر و ریش نیست!

 

هرکه علی گفت که درویش نیست!

 

صبح به صبح در پی مکر و فریب

 

شب همه شب گریه و امن یجیب......

 

 


 

نوشته شده توسط وحید در 89/04/06 ساعت 16:7 موضوع | لینک ثابت